تورین دیک (1874 – 1949)

در تاریخچه روانشناسی آموزشی ادوارد تورین دیک لایق بیش از این توجه است. او پژوهشگری سخت کوش و متاثر از ویلیام جیمز بود که با عرضه کردن دقت بسیار در کارهایش موجب انقلابی در روانشناسی تجربی شد. این موجب کارهای نوآورانه و برجسته‌ای در موضوعات یادگیری همچون “انتقال” شد، موضوعی که معمولا در تئوری یادگیری و تمرین به آن بی توجهی می‌شود.

روش تجربی

آزمایش‌های اولیه او روی کودکان انجام شد ولی هاروارد جلوی آزمایش او روی نمونه انسانی را گرفت و بنابراین ادامه تحقیقاتش را روی مرغ و گربه انجام داد. “هوش حیوانی- 1898” نام او را به عنوان یک روانشناس شناسانید و این بیشتر به خاطر روش علمی او بود تا نتایج آن. روش او که امروزه شناخته شده و آشناست، شامل نمونه‌های معرف، توضیحی واضح از روش آزمایش‌ها به طوری که بتواند دوباره تکرار شود، گروه‌های مقایسه‌ای در شرایط کنترل شده و اندازه‌گیری‌های کمی مشخص است. روانشناسی آموزشی تا قبل از آن، و اگر بخواهیم صادق باشیم حتی بعد از آن، اگر نگوییم گمراه کننده بوده، اما توسط روشی غیرعلمی هدایت شده است.

دو قانون یادگیری

آزمایش‌های حیوانی تورین دیک منجر به ایجاد دو قانون شد، طبق مدل رفتاری محرک-پاسخ، که از نظر او بر تمامی یادگیری‌ها و حتی در انسان حاکم است. قانون اول قانون تاثیر است، دست آورد چه به صورت پاداش و چه به صورت مجازات شرط لازم یادگیری است. قانون دوم تمرین است. یک رفتار یاد گرفته شده بدون تکرار از یاد می‌رود و با تمرین تقویت می‌شود. و غریزی شدن رانندگی ناشی از این است. این تمرکز بر پاداش و جزا و تمرین و تکرار تا دهه‌ها قسمت عمده روانشناسی رفتاری و تحقیقات یادگیری را تشکیل داده است.

انتقال

از یافت‌های اولیه مهم او کار او به همراه وودورت بر روی انتقال در سال 1901  است. به عبارت دیگر اینکه چقدر از یادگیری به عملکرد در دنیای واقعی انتقال می‌یابد. این هنوز مسئله ادامه داری در آموزش و پرورش است و معمولا به آن کم توجهی شده است. یادگیری عمدتا، و نه همیشه، وسیله‌ای برای رسیدن به هدفی است، یا به عبارت دیگر به کار بردن دانش و مهارت. اما با این وجود معلمین و مربی‌های نسبتا کمی در رابطه انتقال می‌دانند یا اهمیتی به آن می‌دهند. تورن دیک نشان داده که انتقال به شباهت شرایط و زمینه بستگی دارد. این تاثیر ماندگاری بر محرک‌ها گذاشته است. این “عناصر مشابه” باعث شد او پیشنهاد کند که حل مسائل در بستر جهان واقعی صورت گیرد تا یادگیری کارها و شرایط محیطی با جهان واقعی سازگاری داشته باشد.

لاتین

مردم گمان می‌کنند که مهارت‌های قابل انتقال امری عادی و واضح است. مشخص شده که اینطور نیست. اگر بخواهیم مثالی که در حال حاضر وجود دارد بررسی کنیم، هنوز ادعاهای با اطمینانی گفته می‌شود که یادگیری لاتین به یادگیری سایر زبان‌های رومی کمک می‌کند و یا عملکرد را در سایر دروس بهتر می‌کند. تورن دیک پیش بینی کرده که این امر از آن‌جایی که گرامر متفاوتی دارند ممکن نیست. در بررسی فواید لاتین توسط هاس و استرن (2003) در مجله روانشناسی آموزشی مشخص شده که تورن دیک هیچ تفاوتی در علوم و ریاضی دانش آموزانی که در مدرسه لاتین یاد گرفته بودند و یا بلد نبودند، مشاهده نکرده. و در ادامه تحقیقات هاس و استرن (2000) دو گروه قابل مقایسه دانش آموزان آلمانی، یک گروه لاتین و یک گروه انگلیسی می‌دانستند. هیچ تفاوتی چه در آی کیو کلامی و چه غیر کلامی، و یا در نمرات آلمانی یا ریاضی دیده نشد. این موضوع توسط تورن دیک دهه ها قبل پیش بینی شده بود، یا به عبارت دیگر انتقال نیاز به شرایطی مشابه در منبع و هدف دارد.

و خبر بد این است. در یادگیری زبان، لاتین شرایط را بدتر هم می‌کند. مشکل در تفهیم زبان لاتین این است که باید به انتهای کلمات توجه شود، مثلا علائم اسم‌ها و شناسه‌های افعال. اما در انگلیسی و زبان‌های رومی ترتیب اسم‌ها و حروف اضافه بسیار مهم است. پایان‌ها از اهمیت کمتری برخوردار است. چیزی که هاگ و استرن یافتند، و به طور پیش بینی شده از تحقیقات تورن دیک بوده، این است که کسی که یک زبان رومی را ابتدا یاد بگیرد، از کسانی که لاتین یاد گرفته‌اند، بسیار راحت‌تر سایر زبان‌های رومی را یاد می‌گیرد. اما بدتر هم می‌شود، زیرا لاتین موجب انتقال اشتباه می‌شود، برای مثال جا انداختن حروف اضافی و فعل‌های کمکی در زبان‌های رومی. به عبارت دیگر، یادگیری لاتین به ضرر یادگیری یک زبان جدید بوده است.

آزمودن

تورین دیک علاقه زیادی نسبت به آزمون، افزایش هوش و آزمون‌های موضوعی بود. علاوه بر او این موضوع تاثیر بلندمدتی بر نظام آموزشی داشت، که همواره هم مثبت نبوده. سیریل برت، روانشناس انگیسی و اولین غیرآمریکایی که جایزه تورین دیک انجمن روانشناسی آمریکا را دریافت کرده، سیستم تست‌های استاندارد شده از جمله +11 را که هنوز دز قسمت‌هایی از بریتانیا استفاده می‌شود، معرفی کرد. بعدها مشخص شد که او یک کلاه‌بردار و متقلب است و داده‌ها و حتی وجود همکارانش را جعل کرده است.

تاثیر

تورن دیک دو روش برای اندازه گیری رفتار تعیین کرد که توسط کل مکتب روانشناسی و رفتارشناسانی مثل واتسون و اسکینر مورد استفاده است. دقت علمی در روانشناسی تنها یکی از موفقیت‌های ماندگار اوست. کارهای او بر روی انتقال هم ماندگار است با وجود اینکه به راحتی حتی امروزه به آن بی توجهی شده است.

Thorndike (1874 – 1949)

Edward Thorndike deserves much more attention than he gets in the history of educational psychology. Inspired by William James, he was an assiduous experimenter, who revolutionised experimental psychology by introducing scientific rigour into his work. This led to ground-breaking work in important learning topics such as ‘transfer’, a topic often ignored in learning theory and practice.

Experimental method

Children were the subject of his early experimental research but Harvard stopped him from using human subjects, so he moved to chickens and cats. In fact his earliest work, ‘Animal Intelligence’ (1898), made his name as a psychologist, as much for its scientific method than the results of the methods. His method included the now familiar; representative samples, clear explanations of the experimental method so that it could be reproduced, comparative groups under the same controlled conditions and clear quantitative measurement. Educational psychology up to that point, and to be frank beyond, had been conducted in a non-scientific, if not misleading manner.

Two laws of learning

His animal experimental work led to the formulation of two laws, based on the behaviourist Stimulus-Response model, which in his view, governed all learning, even in humans. First the Law of Effect; that consequences, either rewards or punishments are a necessary condition for learning. Second the Law of Exercise; that learned behaviour fades without practice and is strengthened with practice. The driver, behind this being instinct. This focus on rewards, punishment and repeated practice was to behaviourist psychology, and research into learning, for decades.

Transfer

An important early finding was his work (with Woodworth) on transfer in 1901, namely the degree to which learning transfers to actual performance in the real world. This is still a contentious and often ignored issue in education and training. Learning is largely (not always) a means to an end, namely the application of that knowledge or skills. Yet relatively few educators and trainers know or care much about transfer. Thorndike showed that transfer depends on the similarity of the situations or domains. This has had a lasting impact on simulations. This principle of ‘identical elements’ led him to recommend problem solving and practice in real-world contexts, so that the learning tasks and context matched the real world.

Latin

People assume that transferable skills are commonplace. Turns out they are not. To take a still current example, one still hears confident claims that Latin helps one learn other Romance languages or improve performance in other subjects. Thorndike predicted that this is unlikely as there are significant differences in grammar. In Search of the Benefits of Latinby Haas and Stern (2003) in the Journal of Educational Psychology revealed that Thorndike “did not find any differences in science and maths in students who learned Latin at school and those who did not”. And in the Haag and Stern (2000) follow up study, two groups of comparable German students, where one studied Latin, the other English, were assessed after two years, “No differences were found in either verbal or non-verbal IQ or grades in German or Maths”. This had been predicted by Thorndike decades before, namely that transfer needs common ground in the source and target.

Now for the bad news. In language learning Latin makes it worse. The problem with understanding Latin is that you need to pay close attention to word endings; case markers on nouns and time markers on verbs. But in English, and Romance languages, word order and prepositions are more important, endings play a minor role. What Haag and Stern found, predictably, based on Thorndike’s research, was that students who had learned one Romance language first, found it easier to learn another Romance languages, that those who had learned Latin. But it gets worse, as Latin caused incorrect transfer, such as the omission of prepositions and auxiliary verbs in Romance languages. In other words, learning Latin was detrimental to the learning of the new language.

Testing

Thorndike took a particular interest in testing, developing intelligence and subject-specific tests. This was also to have a long-lasting effect on education, not always positive. Cyril Burt, an English psychologist, the first non-American to win the Thorndike Award by the American Psychological Association, went on to impose a regime of standardised tests, such as the 11+ (still used in some parts of the UK). Burt turned out to be a fraud and a cheat, as he falsified data and even the existence of co-workers.

Influence

Thorndike laid down methods for the scientific measurement of behaviour that were to be used by an entire school of psychology, the behaviourists, people like Watson and Skinner. Establishing scientific rigour in experimental psychology was just one of his lasting achievements. His work on transfer was long-lasting, although conveniently ignored, even today.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *